حسن بن نوح القمري البخاري
36
كتاب التنوير (فارسى)
دانش پزشكى در دانشگاه جنديشاپور كاملا جنبهء عملى داشت ، يعنى : دانش شناخت بيماريها ( علم معرفة الامراض ) ، و دانش درمان بيماريها ، ( علم العلاج ) ، دانش شناخت نيروهاى داروها ( معرفة قوى الادويه ) چه داروهاى گياهى و چه داروهائى كه از كان و غيره گرفته مىشده است ، بارى دانش پزشكى عملى در دانشگاه جنديشاپور كاملا مترقى بوده ، گسترش داشته ، تكامل يافته بود ، و اصلا با طب يونانيان كه همهاش نظرى و جنبهء عملى آن كاملا ضعيف و ناچيز بود قابل مقايسه نبود . معذلك طب نظرى نيز بوسيلهء استادان ايرانى در دوران اسلام بمراحل كمال رسيد و بر طب نظرى يونانيان برترى يافت ، و كار تفوق و تكامل طب ايرانى - اسلامى بدرجهء رسيد كه ديگر آثار استادان يونان كهنه و ناتمام شناخته شده و استادان بزرگ و نامدار ايرانى آثار يونانيان را : « طب قديم » مىناميده و آن را ناقص و نارسا مىدانستند . ازاينرو است كه در كتب پزشكان نامدار مانند : حاوى ، كامل الصناعة ، غنى و منى ، قانون ، ذخيره و غيره چه بسيار كه اين عبارت ديده مىشود : « در طب قديم چنين و چنان گفتهاند » ، « در قرابادين قديم چنين و چنان گفته شده است » آنگاه در پس اين عبارت و نظاير آن مطلبى از ابقراط يا جالينوس يا ديسقوريدوس آوردهاند . و چون پزشكان ايرانى خود بزرگوار و از نژاد آزادگان و اصيلزادگان بودهاند بمقتضاى فطرت و نهاد در آثار پزشكان يونان قديم بديدهء احترام مىنگريستند و نام استادان قديم يونان را با تجليل و ستايش و احترام ياد مىكردند . آغاز بنياد دانش پزشكى در جنبش فرهنگى اسلامى [ روى كار آمدن خلفاى بنى عباس ] نياز بدانش پزشكى نخست از راه نياز به پزشك دريافته شد . خلفاى تازه بدوران رسيدهء آل عباس حكومت مطلقه و فرمانروائى مطلق العنانى را بر سرزمين هاى پهناور ، ثروتمند ، پربركت ، آبادان از رود آمويه تا جبال پيرنه برايگان بدست آورده بودند ، اصول محمدى و سيره و سنن راشدين را پايمال كرده ، و ثروت بىكران سرزمينها را به خزائن خود - كه بطور خندهآورى نام آن را : « بيت المال مسلمانان » نهاده بودند - مىيريختند . آن تازه بدوران رسيدهها با آن چنان ثروتهاى بيكران بادآورد چه كار مىبايستى بكنند ؟ از اصلاحات چيزى نمىدانستند ، بناى پل ، سد ، حفر كاريز و چاه ، بناى باروى شهرها و اينگونه كارها خبرى نبود ، سهل است هرچه از اينگونه بناهاى خيريه در سراسر ايران بود بعلاوه ديگر آثار و بناهاى قديمه همه را ويران كردند آنها بخشى از درآمد خزانه و ماليه را صرف سپاه ، هوچيها و رجاله ، مبلغان ، شعراى مديحهسراى كه در پيرامون خود گردآورده بودند براى تحكيم ملك و تثبيت دعائم حكومت و پايههاى تخت خود صرف مىكردند . اما خزانه از ميلياردها درهم و دينار سيم و